مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

283

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

همچندان كه آب است ، روغن كنجد بر آن نهند و بجوشانند تا آب برود و روغن بماند . روغن جوز : گرم است . خداوند فالج و لقوه را سود دارد و « 1 » سرد مزاج « 2 » را نافع « 3 » است « 4 » . روغن از مغز وى بيرون كنند « 5 » چنان كه رسم است . روغن بادام « 6 » شيرين « 7 » : معتدل است در سردى و ترى . درد مفاصل « 8 » را « 9 » و ضربان گوش و درد پشت و ذات الجنب و سرسام و خشونت حلق و گزيدن سگ ديوانه را سود دارد : مغز بادام از پوست بيرون كنند و روغن از وى به در « 10 » كنند « 11 » چنان كه رسم است . روغن خسك « 12 » : درد گرده و مثانه و گرفتگى بول را سود دارد . خسك : يك من ؛ در چهار من آب بجوشانند تا با « 13 » يك من آيد و به دست مالند و صافى كنند و همچندان كه آب است ، روغن كنجيد « 14 » تازه بر آن نهند و بجوشانند تا آب برود و « 15 » روغن بماند « 16 » . روغن خيرى « 17 » : گرم و تر است . اصحاب جراحات را سود دارد . روغن وى « 18 » چون روغن بنفشه گيرند . روغن شبث « 19 » و روغن شاهسپرم « 20 » : بادها « 21 » را سود دارد و درد مفاصل را زايل كند « 22 » . روغن او « 23 » چون روغن بابونه گيرند . روغن نرگس و روغن ياسمين : بادها را بشكند « 24 » ورمهاى بلغمى را سود دارد : نرگس و ياسمين از هريك « 25 » جزوى در ظرفى « 26 » آبگينه كنند با روغن كنجد « 27 » دو چندان « 28 » . در آفتاب نگاه دارند .

--> ( 1 ) . م : + اصحاب . ( 2 ) . م : مزاج سرد . ( 3 ) . م : لايق . ( 4 ) . م : بود و . ( 5 ) . م : كشند . ( 6 ) . م : خنك . ( 7 ) . ل : شيرى . ( 8 ) . م : سر . ( 9 ) . م : - را . ( 10 ) . م : - به در . ( 11 ) . م : كشند . ( 12 ) . م : خيرى . ( 13 ) . م : باز . ( 14 ) . م : كنجد . ( 15 ) . م : - و . ( 16 ) . ل : - بماند . ( 17 ) . م : شبث . ( 18 ) . م : + هم . ( 19 ) . ل : سيب . ( 20 ) . م : شاسبرم به هم . ( 21 ) . م : + سرد . ( 22 ) . م : گرداند و . ( 23 ) . م : + هم . ( 24 ) . م : + و . ( 25 ) . م : يكى . ( 26 ) . م : ظرف . ( 27 ) . م : آبگينه با دو چندان روغن كنجد تازه چهل روز . ( 28 ) . م : - دو چندان ؛ ل : + كه .